تبليغاتX
021 خلخال .:بچه های تهران در خلخال :.

021 خلخال .:بچه های تهران در خلخال :.

(بچه های تهران در خلخال )

من

من

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 21:38  توسط آرین  | 

نمی دونم هر چی دوست دارین اسمشو بزارین

سلام امید وارم که حالتون خوب باشه

من که اینطور نیستن

امروز که می خوام در مورد یه چیزاییی حرف بزنم که خودم از فکر کردن بهشون خسته شدم

الان حدود 5 ماه که نمیرم دانشگاه و خسته از این همه بی حوصله ایی

دارم هزار کار میکنم تا یه مغازه دستا و پا کنم .ولی هر ورز یه مشگل جدید تر برام پیش میاد انگر خدا منو نمی بینه

بابا منم یکی از بنده های تو هستم چرا با من این کار رو می کنی می خوای یه پات بیوفتم . خب می افتم حالا که چی . تو بگو من چی کار کنم منم همون کار رو انجام بدم .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 11:56  توسط آرین  | 

خسته از این زمونه

امروز خیل خسته م از زندگی از دنیا از ...

نمی دونم چی کار کنم به هر دری در می زنم همون در بسته می شه

امروز گوشیمو ازم دوزیدن اونم چی یه گوشی ای میت

نزدیک عیدی خوب بلایی اومد به سرم .تمام عید و تعطیلات کوفتم شد .معلوم نیست این ترم برم دانشگاه یا نه 70 درصد احتمال میدم که نرم اخه ....

چند بار فکر خود کشی از راهای زیادی زده به سرم ولی نشده که بشه یاشادم نمی دونم  جرات خود کشی کردن رو ندارم  یا ...

خلاصه خیلی خسته ام تو این دنیا که نمی تونم  راحت باشم شاید تو اون دنیا راحت باشم و لی نه انقدر گناه کردم که اون دنیا هم راحت نیستم .خسته م خسته تر از یه پرستو  که هیچ انرژی نداره پرواز کنه و صیادداره میاد طرفش

کسای که اینو مب خونید حالو خیلی خرابه برام دعا کند . شما رو به این شب عزیز(شب شهادت حضرت محمد (ص) ) قسم می دم که منو فراموش نکیند

التماس دعا

خدا رحمتم کنه

خدا حافظ رفقا

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 20:55  توسط آرین  | 

عکس های متفرقه

 

خوابگاه در اخرین روزای ترم که به غیر از ما کسی دیگه تو خوابگاه نبود




 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 0:6  توسط آرین  | 

روزای برفی












یادش بخیر

لعنت به تو ای روزگار چی می خوای از جونم ،دست از سرم بردار




یکی از شبهای برفی وحید رفته بالای یه نیسان و کناریش زسول از پاری اباد اردبیل روی شیشه نیسان محمد اسم اول خودش و جی افش که یه دختر نامرده بود


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 23:1  توسط آرین  | 

غذا خوری دانشگاه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 17:58  توسط آرین  | 

یبمان و مهدی (بچه خلخال )

مهدی و پیمان از بچه های خود خلخال هستن که جفتشون در زمینه اسکیت فعالیت می کنن

عکسی که می بینید تو یکی از مهمونی های تو خونه مرتضی هست . کعه اون شب خیلی  هم خوش گذشت  با رقص کسانی کهاگه بگم  باورتون نمی شه  . 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 17:44  توسط آرین  | 

عکس خودم در سفر خانه شبهای خلخال

عکس خودم در سفرخانه شبهای خلخال
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 10:55  توسط آرین  | 

حیاط دانشگاه منو (ارین)و محمد ( هم اتاقیم )

حیاط دانشگاه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 10:47  توسط آرین  | 

داشتیم می رفتم یکی از روستا های اطراف خلخال

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 10:36  توسط آرین  |